c_300_250_16777215_10_images_photo_2026-07-06_21-54-30.jpg

 

 

ترکمن سسی - آخوند محمد مهدی کرامتی فر - رهبرِ شهیدِ راهِ حق؛ امروز که این کلمات را بر سینه کاغذ می‌نشانم، نه از سرِ عادت، که از عمقِ جان و با چشمانی لبریز از اندوهی آمیخته به افتخار سخن می‌گویم.

 

آقای شهید وطن؛ رفتنِ شما، تنها خاموشیِ یک چراغ نبود، بلکه طلوعی دوباره بود بر قلوبِ تمامِ کسانی که در مکتبِ مقاومت، درسِ «ایستادن» را از شما آموختیم.

«به نام آنکه جان را در راه آرمان، اکسیر جاودانگی بخشید»

رهبرِ شهیدِ راهِ حق؛
امروز که این کلمات را بر سینه کاغذ می‌نشانم، نه از سرِ عادت، که از عمقِ جان و با چشمانی لبریز از اندوهی آمیخته به افتخار سخن می‌گویم.
آقای شهید وطن؛ رفتنِ شما، تنها خاموشیِ یک چراغ نبود، بلکه طلوعی دوباره بود بر قلوبِ تمامِ کسانی که در مکتبِ مقاومت، درسِ «ایستادن» را از شما آموختیم.

شما برای ما نه فقط یک رهبر، بلکه تجلیِ تمام‌نمایِ «ایستادگی» بودید.
در روزهایی که طوفانِ تردیدها بر پیکره‌ی حق‌طلبی می‌تاخت، شما همچون کوهی استوار و آرام، بوده اید.
شما به ما آموختید که حیاتِ واقعی، نه در نفس کشیدن‌های مکرر، که در «نفسِ حق» گفتن است.

ای امام شهید؛ با شهادت تان، به تمامِ واژه‌هایی که در کتاب‌هایمان از «مقاومت» خوانده بودیم، معنایِ خون دادید.
بدرقه‌ی شما، بدرقه‌ی یک تن نیست؛ بدرقه‌ی یک راه است. ما اگر امروز اشک می‌ریزیم، نه برای رفتنِ شماست، که برایِ جایِ خالیِ لبخندِ امیدبخشتان در سنگرِ مبارزه می باشد.
اما خوب می‌دانیم که شما در «اوج»، همان‌جایی که همیشه می‌خواستید، آرام گرفته‌اید.
شما از حصارِ تن رها شدید تا در جانِ تک‌تکِ ما، روحی تازه برای ایستادن بدمید.

ما امروز در پیشگاهِ آن روحِ بلندِ آسمانی‌تان پیمان می‌بندیم که:
«پرچمی که شما با دست‌هایِ پرتوانتان برافراشته بودید، بر زمین نخواهد ماند.»

ما با تکیه بر صلابتی که از شما به ارث برده‌ایم، در برابرِ ناملایمات، سدی نفوذناپذیر خواهیم ساخت.
ما می‌دانیم که دشمنانِ این مرز و بوم، از سکوتِ شما بیشتر از فریادتان هراس داشتند و امروز از خونِ شما بیش از حیات تان می‌ترسند؛ چرا که هر قطره‌ی آن، بذرِ هزاران «مقاومت» در خاکِ این سرزمین است.

امروز، آسمان هم با ما هم‌صداست؛ اما نه از سرِ گریستن، که از سرِ حیرت.
امروز که جمعیتِ بی‌شمار، در مسیرِ تشییعِ پیکرِ مطهرتان، با گام‌هایی لرزان اما با قلب‌هایی استوار راه می‌افتند، ما فقط یک پیکر را بدرقه نمی‌کنیم؛ ما داریم راهِ حق را، مسیرِ مقاومت را و نشانه‌ی ایستادگی را در میانِ میان‌بُرِ خاک و آسمان بدرقه می‌کنیم.
هر قدمی که در این مسیرِ تشییع برمی‌داریم، گویی شکافه‌ای در تاریخِ ما ایجاد می‌شود.
جمعیتِ امروز، نه فقط برای وداع با یک انسان، که برای ادای احترام به آن «ایده‌ی ناپذیرفتنیِ ایستادگی» است.
شما شخصیتی بودید که در تاریک‌ترین روزهای تاریخ، به ما آموختید که چگونه در برابرِ طوفان‌های ستم، همچون صخره، ثابت‌قدم بمانیم.
امروز، وقتی گل‌های احترام بر پیکرتان می‌ریزند، در واقع بر خونِ همان مقاومت‌هایی گل ریختیم که شما با جانتان آبیاری‌شان کردید.

ببینید! چقدر جمعیت زیاد است؛ اما این جمعیت، از سرِ اندوهِ خالی نیست.
این‌ها سیلِ یقین هستند.
این‌ها چشم‌هایی هستند که با دیدنِ شما، یاد گرفته‌اند چگونه به دشمن، «نه» بگویند. هر بانویی که اشک می‌ریزد، هر مردی که با فریادِ حق، نامِ شما را در میانِ جمعیت صدا می‌زند، در واقع دارد می‌گوید: «شما نرفتید؛ بلکه شما در تک‌تکِ ایستادگی‌های ما، زنده هستید.»

در این تشییع، شما نیستید.
شما ای آقای شهید ایران؛ در میانِ صلوات‌هایِ جان‌سوز، در میانِ اشک‌هایِ وطن و در میانِ ایمانِ بی‌پایانِ ما حضور دارید.
ای رهبر شهید؛ از این دنیا گذشتید تا از میانِ ما عبور کنید و در قلب‌هایمان با خانه‌ای از ایمان جای بگیرید که هیچ طوفانی نتواند آن را ویران کند.

ای رهبرِ مان، ای شهیدِ والا مقام …
ما امروز شما را با چشمانی خیس اما با سری افراشته بدرقه می‌کنیم.
بدرقه می‌کنیم تا به شما بگوییم:
«راهتان، پناهگاهِ ماست. آرمان‌هایتان، ستون‌هایِ همت ماست و خونِ شما، زیورِ سربندِ مقاومتِ ما خواهد بود.»

خداحافظ ای حیاتِ جاویدان؛
خداحافظ ای مردِ بی‌همتا؛
ای امام شهیدی که به ما آموختید ایستادگی، نه تنها یک عمل سیاسی، بلکه یک عبادت است؛
ایستادگی در برابر ظلم، یعنی تن دادن به زنده ماندن در اسارتِ باطل.
شما با نگاهِ نافذ خویش، به ما نشان دادید که وقتی انسان برای حقیقیت می‌ایستد، تمام هستیِ جهان در برابر او کوچک می‌شوند و وقتی در مسیرِ حق گام برمی‌دارند، حتی مرگ نیز تنها یک پل است برای رسیدن به وصلِ ابدی.

در روزگاری که دشمن، تفرقه را سلاحی برتر از تانک و موشک می‌دانست، شما با کلامِ خویش، مرزهای خیالیِ میانِ دل‌ها را در هم شکستید.
شما آموختید که وحدت، نه یک شعارِ خوش‌آهنگ، که یک ضرورتِ بقاست.

ای امام شهید؛ میانِ امت، زنجیره‌هایِ جدایی را گسستید و از تکه‌های پراکنده، پیکره‌ای واحد و استوار ساختید.
شما به ما فهماندید که قدرتِ ما در «ما» بودن است، نه در «من» بودن و هیچ طوفانی نمی‌تواند کشتی‌ای را در هم بشکند که بادبان‌هایش از جنسِ ایمان و پیوندِ برادرانه است.

ای رهبرِ مِهر و مقاومت؛
ما عهد می‌بندیم که شعله‌ی آن وحدت را در سینه‌ها حفظ کنیم و از تدبیرِ آن ایستادگی، آموزه‌ای برای روزگارمان برگیریم، که بدانیم تا زمانی که بر محورِ حق و در سایه‌ی وحدت گام برداریم، هیچ دشمنی بر ما پیروز نخواهد شد.

فرزندِ راهِ تو
👈 دکتر حاج آخوند محمد مهدی کرامتی فر
مدرس حوزه و دانشگاه

نوشتن دیدگاه

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

ترکمن سسی

turkmensesi

تبلیغ

 

 

نوین وب گستر