ترکمن سسی - بهرام جرجانی - ترکمن بودن، زبان و فرهنگ ترکمنی و پاسداشت تاریخ آن، هیچکدام در برابر ایران قرار نمیگیرد. ترکمن ایرانی میتواند هم ترکمن باشد و هم ایرانی؛ بیآنکه برای اثبات یکی، دیگری را انکار کند.
هویت، اگر درست فهمیده شود، ریشه است؛ نه دیوار
جامعه ترکمنی، مانند هر جامعه دیگری، حق دارد درباره زبان، فرهنگ، توسعه، فرصتهای برابر و جایگاه اجتماعی خود مطالبهگر باشد. اما باید میان مطالبه حق و نفی وطن مشترک مرزی روشن وجود داشته باشد.
مطالبات قومی، نفی وطن مشترک نیست
اگر جوان ترکمن فرصت شغلی میخواهد، باید فرصت ساخت. اگر منطقهای از کمبود سرمایهگذاری رنج میبرد، باید مسئولان را پاسخگو کرد. اگر شهروندی احساس تبعیض میکند، باید امکان پیگیری قانونی و اصلاح آن فراهم باشد.
از گمیشان و بندرترکمن تا آققلا، گنبدکاووس، کلاله، مراوهتپه و دیگر مناطق ترکمننشین شمال ایران، مطالبه اصلی باید عدالت، توسعه و آیندهای بهتر برای مردم باشد.
این مطالبات نه در برابر منافع ملی، بلکه در خدمت آن است؛ زیرا عدالت و توسعه، تعلق ملی را عمیقتر میکند.
هویت فرهنگی، سرمایه ایران است
ایران را نمیتوان با یک رنگ، یک زبان یا یک روایت تعریف کرد.
ترکمن، فارس، کرد، بلوچ، عرب، لر، گیلک، مازندرانی و دیگر مردمان این سرزمین، هر کدام بخشی از چهره ایراناند.
حفظ زبان ترکمنی، موسیقی، ادبیات، آیینها و میراث فرهنگی ترکمنها، نه تهدید ایران، بلکه غنیتر کردن ایران است.
اما مسئله از جایی حساس میشود که هویت فرهنگی به پروژه سیاسی تبدیل شود و واژههایی مانند «قوم»، «ملت» و «ملیت» به ابزاری برای ساختن دوگانه «ما و آنها» تبدیل شوند.
مصادره هویت؛ جایی که فرهنگ وارد سیاست میشود
هیچ جریان سیاسی خارج از کشور نباید خود را سخنگوی تمام ترکمنهای ایران بداند یا به جای آنان درباره نسبتشان با وطن تصمیم بگیرد.
اگر مشکلی وجود دارد، راهحل آن توسعه است؛ اگر تبعیضی هست، عدالت است؛ اگر هویتی نیازمند حمایت است، راهحل، حمایت فرهنگی است.
هیچیک از این مطالبات برای شنیده شدن، نیازمند نفی ایران نیست.
و اینجاست که باید صریح بود: دفاع از فرهنگ ترکمنی، آری؛ مطالبه عدالت و توسعه، آری؛ مبارزه با تبعیض، آری؛ اما تبدیل هویت به ابزار شکاف اجتماعی، نه.
تمامیت ارضی؛ چارچوب وطن مشترک
دفاع از تمامیت ارضی ایران به معنای انکار تفاوتهای فرهنگی نیست؛ بلکه چارچوبی است که امکان زیست مسالمتآمیز همین تفاوتها را فراهم میکند.
حاکمیت پایدار فقط با قدرت حفظ نمیشود؛ با عدالت، رضایت و احساس تعلق نیز ساخته میشود.
گلستان، با همزیستی اقوام و مذاهب گوناگون، نشان داده است که میتوان متفاوت بود و در عین حال یک وطن مشترک داشت. گزارشهای اخیر نیز بر تأکید علمای اهلسنت استان بر وحدت و دفاع از کشور تأکید داشتهاند.
بنابراین مسئله ترکمنصحرا، فاصله گرفتن از ایران نیست؛ بیشتر دیده شدن در ایران و برخورداری عادلانهتر از ظرفیتهای ایران است.
ترکمنصحرا حاشیه ایران نیست؛ بخشی از ایران است.
تاریخش، بخشی از تاریخ ایران؛ فرهنگش، بخشی از فرهنگ ایران؛ و آیندهاش، بخشی از آینده ایران است.
هویت، ریشه است؛ نه دیوار.
و شاید کوتاهترین پاسخ به همه روایتهای تفرقهآمیز همین باشد:
من ترکمنِ ایرانیام؛ و ایران، وطن من است.
بهرام جرجانی | کارشناس حقوق و فعال اجتماعی





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.